|
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 14:17 توسط اکبری |
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 10:7 توسط اکبری |
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387 9:18 توسط اکبری |
نخ از شمع پرسید : چرا وقتی من می سوزم تو اب می شی شمع جواب داد: کس که توی قلبم باشه بسوزه و من اشک نریزم؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 23:10 توسط اکبری |
نگاهی اشنا بر یاس کردم تو را در برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد اشقی را پاس کردم + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 23:7 توسط اکبری |
ماغرق گناهانیم ولی پاک سرشتیم حسرت زده یک وجب از خاک بهشتیم شکرانه ی زایل شدن حالت اغماء از خوردن ان میوه ی ممنوعه گذشتیم هر چند که الیاس بسی وسوسه ها کرد اما چو پری بنده ی خناس نگشتیم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 23:4 توسط اکبری |
بگیر این گل تو از من یادگاری که تنها لایق این گل تو بودی فراوان امدند این گل بگیرند ندادم چون عزیز من تو بودی + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:54 توسط اکبری |
ساعت ها ساعت ها رو می شکنم تا نگی که دیر می شه تا نگی که وقط رفتنه و باز این دل من پیر مشه تا نگی که نیستی و دل دیونه ای من آتیشی به پا کنه خودشو بسوزونه آه سردی تو دلم یخ زده قلب و دلم با کودوم آه غریب می تونی تو بشکنی یخهای قلب منو یخهای عقل منو به خدا دوست دارم قد آرامش روح ای تو تنها یار من ای تو تنها یار من + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:48 توسط اکبری |
یار حس کردم کنارمی واسه یه لحظه یارمی بوی اون لباس تو منو دیونه می کرد منو می برد تا بهشت با جنونی بر می گشت این دل سیاه من چرا از تو دل برید چرا اون صدا زدو جوابی بهش نرسید اون می دونست که میره یه روزی خاطر تو از دل سیاه من واسه اینه دل نبست یه روزی چشمهاشو بست دل تو دلم شکست همه دنیا رو شکست دل تو دلم شکست خم شود و چشمهاشو بست رفت و دیگه بر نگشت دل تو دلم شکست + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:46 توسط اکبری |
دریا موج دریا برای تنهای هاشه که می کوبه موشتشو به ساحل خود چون که دریا دل شکسته هی نشسته هی شکسته دریا از آدمای بد گله داره چون که اون تنها شکسته گله داره یه عمره که مشت می کوبه ساحلو به درد آورده آهشو به سر نبرده ساحلو به درد آورده گریه کرده ابر تیره آهشو ریخته به دریا آدما نگاه می کردن موجهای بزرگ دریا می گن که دریا نداره غم و غصه بی خیاله خوش به حال دریا جانم یه عمره آرام داره دلت دریایی باشه قلبت خدایی باشه وووووووووووووو هیچ وقت از نظر نگذر + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:42 توسط اکبری |
نشستن دفتر خاطراتم تا که من باز می کنم پر میشه از بوی یاس اون اتاق کوچکم هنوزم دوسش دارم توی راه زندگی همدمو هم یارمه نمی خوام ببینمش وقتی که گریه می کرد وقتی که یه خاطره برای من باز می کرد غم خاطرات من توی خاطرات غم چی چیزایی مبهمه جای اسمش گل یاس جای حرفش اشک من اما نیست که ببینه دل من چه جور شکسته بوی یاس از اتاق بیرون گذاشته یاسها رو تنها گذاشته بی من اون تنها نشسته + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:38 توسط اکبری |
دفتر خاطراتم دفتر خاطراتم تا که من باز می کنم پر میشه از بوی یاس اون اتاق کوچکم هنوزم دوسش دارم توی راه زندگی همدمو هم یارمه نمی خوام ببینمش وقتی که گریه می کرد وقتی که یه خاطره برای من باز می کرد غم خاطرات من توی خاطرات غم چی چیزایی مبهمه جای اسمش گل یاس جای حرفش اشک من اما نیست که ببینه دل من چه جور شکسته بوی یاس از اتاق بیرون گذاشته یاسها رو تنها گذاشته بی من اون تنها نشسته تها خاطراتم هم سوخت... + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:31 توسط اکبری |
گل پونه ها گل پونه های وحشی دشت امیدم تقدیم به همه ی مهربون ها به همه اون هایی که نظر می دن + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:28 توسط اکبری |
شب نورد شب است و چهره میهن سیاهه برادر لاله ی سرخی تو هستی به قلب خسته ی من نوری تو هستی + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:23 توسط اکبری |
ردپای خداوند دیشب رویای داشتم آنگاه از او پرسیدم خداوندا،تو به من گفتی در تمام ایام زندگی ام با من خواهی بود و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظلات درد آور مرا تنها گذاشتی؟ خداوند پاسخ داد: (فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت نه حتی برای لحظه ای و من چنین نکردم هنگامی که در آن روزها یک رد پا بر روی شن ها دیدی من بودم که تو را به دوش می کشیدم) رد پایی به سوی اسمون جایی برای بالا رفتن رد پای او در قلب ماست + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:21 توسط اکبری |
آسمون آسمون شب دوباره اشکامو بیرون میاره غصه های عشق تو باز آسمونم کم میاره آسمونی پر ستاره یه دنیا غصه میاره تک تک ستاره ها باز غصه تو یادم می یاره غصه ی تنهایی تو یه دنیا غمو دوباره روی دوش من میزاره وای که غم غصه میاره آسمون شب دوباره اشکامو بیرون میاره ماه هم برای ما تیغ برنده شده + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:17 توسط اکبری |
بغزم شکسته بغزم شکسته اونی که پیشم نشسته بغزمو همون شکسته با یه حرف کوچک عشق بغزمو همون شکسته وقتی گفت که عاشقه اون عاشق دیرینه ی من بغزمن اونجا شکسته تک و تنها اون نشسته بغزمو همون شکسته قلبم وفشار ندین از هر طرف + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:15 توسط اکبری |
لایی ای گل من لا لا لایی ای گل من
لا لا لایی جان و دل من
لا لا لایی غصه دارم
لا لا لایی بی قرارم
لا لا لایی عاشق هستم
لا لا لایی بی تو هستم
لا لا لایی در کنارت
لا لا لایی بی قرارت
لا لا لایی من نشستم
لا لا لایی بی تو هستم
لا لا لایی قلب عاشقم رو چنین شکستم
لایی ای گلم من بی قرارم + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:10 توسط اکبری |
باتو با صدای تو نشستم عاشقی مو نشکستم وای که بستم وای که بستم چشماو به شهر چشمات من که بستم نه شکستم وای که بستم وای که بستم چرا عاشقی شکستم دلمو به تو که بستم وای شکستم وای که بستم ترکی به قلبم ندادم اخه قلبم خونه ی توست با ترکدادن، خونه ی تو هم خراب میشه... + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:9 توسط اکبری |
خودمو تیغ می زنم اگه اون صدات نیاد خودمو تیغ می زنم اگه اون نگات نیاد خودمو تیغ می زنم اگه خندهات نیاد خودمو تیغ می زنم اگه اون چشات نیاد خودمو تیغ می زنم اگه اون صدات نیاد خودمو تیغ می زنم اگه اون نگات به من خودمو تیغ می زنم حسرتی بزاره باز خودمو تیغ می زنم تا که جونم در بیاد شاید اون نگات بیاد شاید اون صدات بیاد خودمو تیغ می زنم _ بعدش هم جیغ می زنم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:5 توسط اکبری |
چرا تو دوسم نداری من نمیدونم چرا اسم تو توی قلبمه من نمی دونم چرا اون صدات تو گوشمه آخه دل تنگ اومده توی دوری تو و اون چشات کم اومده آخه تو دل تو ای جان و دلم چی میگزه من نمی دونم چرا چرا اون نگات کمه اون نگات واسه من یه سوال مبهمه پس که دل تو باز واسم تنگ اومده به دیدار تو امید دارم بییا.. + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 22:2 توسط اکبری |
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 21:58 توسط اکبری |
ابتدا وارد سايت Yahoo مي شويم. برای ساخت یک ایمیل مجانی گزینه sign Up از بخش free email را انتخاب کنید: فرم مربوطه را به شکل زیر پر نمایید: First name : در این قسمت نام خود را وارد نمایید. Last name : در این قسمت نام خانوادگی خود را وارد نمایید. Preferred content : این بخش را دست نخورده باقی بگذارید. Gender : در این بخش می بایست جنسیت خود را مشخص نمایید male برای آقایان و female برای خانمها. Yahoo ID : در این قسمت نامی را برای ایمیل خود انتخاب کنید نکته مهم در این است که نام انتخابی شما نباید تکراری باشد یعنی قبلا توسط شخص دیگری ساخته نشده باشد. Password: در این بخش کلمه عبور یا پسوردتان را تایین کنید توجه داشته باشید که رمز نباید کمتر از ۶ کارکتر باشد. Re-type password : کلمه عبور را مجددا در این بخش وارد نمایید. Security question : در این بخش سوالاتی مطرح شده به دلخواه یکی را انتخاب کرده و در بخش Your answer به آن جواب دهید. Birthday: در این قسمت به تاریخ تولد خودتان را به ترتیب ماه روز و سال وارد نمایید. ZIP/Postal code: در این بخش عدد ۱۲۳۴۵ را وارد نمایید Alternate Email: این بخش احتیاجی به پر کردن ندارد(دلخواه است) در ادامه عبارتی به هم ریخته به شما داده میشود که باید حتما آن را در کادر بالا وارد کنید. در آخر کافیست کلید I Agree را کلیک کنید. اميدوارم مورد عنايت واقع شده باشد. + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 21:45 توسط اکبری |
|